تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 1215

مساهمون:

ص١٢١٥

نرد : تنه ، ساقهء درخت .

آوردش درد ولادت بسوى نرد خشك درخت خرما ، در ترجمهء
فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ .
( سورهء 19 / آيهء 23 ) . در حاشيهء نسخهء افغانستان اين عبارت آمده است كه : نرد بجز آن نرد كه بازند تنهء درخت را خوانند . اى خداوندى كه فضل و فخر و جاه و عزّ تو * آن چو بيخ است اين چو نرد است آن چو شاخ است اين چو بار ( مختارى غزنوى . بنقل برهان قاطع )

وارغ : چوب‌بندى و چفت انگور .

و وى آن خداوندى است كه بيافريد و بوستانهاى وارغ كرده و وارغ ناكرده ، يعنى انگور و مانند آن بلند كرده و پاليز و مانند وى بر زمين پست كرده در ترجمهء
وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ .
( سورهء 6 / آيهء 141 ) اين واژه در هر سه نسخه ، كه خيلى خوانا و واضح است ، با همين شكل و هيئت ضبط شده است و در فرهنگ‌ها وارغ و واژغ نيز آمده است . در كشف الاسرار گويد : معروشات ، هست از آن كه چفتهء آن بسته و كار آن ساخته ( ج 3 ص 503 ) و بازگويد : ما كان لها عروش كالسقوف ضحاك گفت : اين درخت انگور است كه بعضى از آن بردارند از زمين و آن را چفته كنند و بعضى از آن هم بر زمين بگذارند و برندارند . ( ص 507 ) . در لسان التنزيل گويد : العرش ، . . . بلند برآوردن بنا و ايج رز ( ص 146 ) . در قرآن مترجم خطى آستانه به شمارهء 16 سورهء 6 آيهء 141 : معروشات ، چفته بستگان آمده است .

هبش : هوش .

و دلهاشان تهى گشته از هبش و هيبت را ، ترجمهء
وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ
( سورهء 14 / آيهء 43 ) . اين واژه ممكن است هيش باشد ؛ يعنى « هوش » به واسطهء يك تحوّل فونتيكى به هيش تبديل شده كه به اين صورت در دو نسخهء اصلى ما ضبط شده است و در نسخهء تركيه « تبش » آمده است . در « ادكان » كه يكى از قراء قديمى و تاريخى اسفرائين است هوش را « هش » و بود را « بيد » و كور را « كر » و ده قديمى « كوران » را كه نزديك ادكان است « ك ران » تلفظ مىكنند . و نيز در كليله و دمنهء عكسى منظوم كه در كتابخانهء مركزى است ( به شمارهء 2007 )