گردنور : سركش و طغيانگر .
اين كافران عصر تو از جهودان مدينه و گردن و ران مكّه نيك معاندانند و با لزوم حجّت مكابرانند . ( سورهء 2 / آيهء 6 ) گردنآور و گردناور ، در فرهنگنامهها بمعنى دلاور و شجاع آمده است ( لغتنامهء دهخدا و قصص قرآن برگرفته از تفسير سورآبادى )
گسترش : فرش .
و از پشمها و موهاى ايشان پوششها و گسترش به برگ ، تا وقت مرگ . ( سورهء 16 / آيهء 80 ) مر ايشان را بود از زبر ايشان پوششى از آتش ، و در زيرشان گسترشى از آتش . ( سورهء 39 / آيهء 16 )
مجرگ : بيگار باشد ، يعنى مردم را به زور و ستم و بىاجرت و مزدورى كار فرمودن .
و كشتى تنى را يعنى قبطى را كه مجرگ مىبرد آن سبطى را . ( سورهء 20 / آيهء 40 ) كه اگر ايشان غيب دانستندى ، در عذاب خواركننده يعنى مجرگ نپايستندى ، در ترجمهء
أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ .
( سورهء 34 / آيهء 14 ) اين واژه در تفسيرى بر عشرى از قرآن مجيد « به چرك » آورده ( ص 115 ) و در نسخهء تركيه از تفسير نسفى در يك مورد ( سورهء طه ، 20 آيهء 40 ) نيز به چرك آمده است .
در شرفنامهء منيرى : به چرك ، سخره باشد چه به قهر و چه به خوشى ( رجوع به لغتنامه شود ) .
منظر : غرفه .
أمى برآريت در هر بازارى ، و بلندجايگاهى منظرى و كاشانهاى و كبوتر خانهاى ، در ترجمهء
أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ .
( سورهء 26 / آيهء 128 ) .
مر ايشان را منظرها در بهشت جاويدان ، در ترجمهء
لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ
( سورهء 39 / آيهء 20 ) در لسان التنزيل : غرف و غرفات ، حجرها و بروارهها معنى شده است ( 326 ) .
در تفسير كمبريج چنين است : ايشان را اندر بهشت منظرهاى نيكوست زبر آن باز منظرهاى ديگر باشد برآورده اندر هوا . ( ج 2 ، ص 53 ) .
در تفسير كشف الاسرار : ايشان راست و ركدها . ( ج 8 ، ص 390 )
نخجير : سبع ، حيوان درنده .
( سورهء 5 / آيهء 3 ) و ( سورهء 81 / آيهء 5 ) و نيز رجوع شود به قرآن مترجم شمارهء 4 به اهتمام مرحوم دكتر احمد على رجائى بخارائى ، ( ص 4 ، خط آخر ) و رجوع به مقدمهء جلد اول تفسير نسفى شود .