ترجمهء
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
. ( سورهء 19 / آيهء 25 )
چشنه ، چشنگى : تشنه ، تشنگى .
و بانگ كنند دوزخيان بهشتيان را كه فرودهيت ما را پارهء آب كه چشنهايم ، در ترجمهء
وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ
. ( سوره 7 / آيهء 5 ) در اصل ، جشنه با جيم بوده ، و در چاپ اوّل هم همينطور آمده است .
ليكن استاد محترم آقاى دكتر احمد تفضّلى گفتند : « كه در لهجههاى كهن ايرانى چشنه با « قبل ما » خوانده مىشده است » و بعد خود حقير هم ديدم كه در ترجمهء كهن نهج البلاغه كه اكنون در دست تصحيح است در آنجا مواردى كه اشتباه مىشده است آن را با سه نقطه مشخّص كرده . در آن متن چشنه با سه نقطه ضبط شده است » مانند :
و رىّ للظّمآن ، و سيرابى مر تشنه را « خطبه 133 ، شمارهء 7 » .
خم زدن : به پنهانى رفتن .
خم زد سوى بتان ايشان ، در ترجمهء
فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ
. ( سورهء 37 / آيهء 91 ) خم زد بر ايشان و مىزدشان به قوّت ، در ترجمهء
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ
. ( سورهء 37 / آيهء 92 ) در كشف الاسرار :
فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ
، با خدايان ايشان گشت پنهان .
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً
، در گشت بر ايشان پنهان از آن قوم به زخم ( ج 8 ، ص 281 ) .
و نيز در ص 286 كشف الاسرار گويد : الرّوغان ، الميل خفيّا ، اى مال اليها خفية .
و در تفسير كمبريج : فراغ عليهم ، پس پوشيده بسوى بتان رفت . ( ج اول ، ص 675 ) و نيز رجوع شود به المصادر زوزنى و لسان التنزيل و دستور الاخوان .
خويدرها ( خدرها ) : پارهء آتش .
اين آتش مىاندازد خويدرهائى چون كوشكها به بر شدن ، گوئى كه آن خويدرها شتران زرداندى به فرودآمدن ، در ترجمهء
إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ
( سورهء 77 / آيهء 32 ، 33 ) در تفسير طبرى شرر را « خدره » معنى كرده است و در فرهنگها و نصاب الصبيان نيز خدره آمده است .
درياب : از مصدر دريافتن به معنى دريافت است .
در نيا بدوى را ديدهها چه درياب متناهى را بود و محدود ، ترجمهء
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ .
( سورهء 6 / آيهء 103 ) و نيست علم ايشان را درياب آن ، در ترجمهء
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً .
( سورهء 20 / آيهء 110 ) طرز