تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 1205

مساهمون:

ص١٢٠٥
و در تفسير مفردات قرآن : به جاى برافرود ، فاوا گردانيدن ، در ترجمهء الذّبذبة و فاواشدن سايه ، در معنى التّفيّؤ و همه روز فاوا شدن در كارى و مشغلهء آن ، در معنى السّيح ، آمده است . در تاج المصادر ورق 166 : فراوا بردن ، در ترجمهء التّنقيل . در المصادر زوزنى ج 1 : فاوا بردن ، در معنى النّقل . و در متون ديگر به صورت‌هاى : « فاوائى ، فادوئى ، فروبر ، فرودور آمده كه در همه جا به معنى نابرابر و ناآرام بودن ، پائين و بالا كردن ، اين طرف و آن طرف رفتن و مضطرب گرديدن است . مصادر اللغة چاپ مؤسسه تحقيقات و مطالعات فرهنگى ( بنياد فرهنگ ايران ) .

برانبار : پرميوه .

و موز برانبار ، در ترجمهء
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ
( سورهء 56 / آيهء 29 ) در كشف الاسرار : و درخت موز ميوهء آن در هم نشسته ( ج 9 ، 438 ) و نيز در صفحهء 447 آمده است كه :
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ
، جاء فى التفسير انّه شجر الموز لأنّ ثمره يكون منضودا بعضه فوق بعض . در تفسير كمبريج : و اندر ميان موز باشد بر يكديگر گرد كرده ( ج 2 ، ص 341 )

برگشتن : رفت و آمد كردن .

نفريبدا ترا برگشتن كافران در شهرها ، با نعمتها و بهره‌ها ، در ترجمهء
لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ
. ( سورهء 3 / آيهء 196 ) در تفسير كشف الاسرار چنين است : ترا مفرهيباد گشتن و گرديدن ايشان كه كافر شدند در شهرها . ( ج 2 ، ص 381 ) . و در صفحهء 391 آورده است كه : نگر تا شما فريفته نشويد به آنكه كافران در شهرها مىگردند با ايمنى و برخوردارى .

بسوج : ستيزه و لجاج كردن .

از مردمان چيزى نخواهند و بسوج نكنند ، در ترجمهء
لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً
. ( سورهء 2 / آيهء 273 ) . در دو قرآن مترجم خطى آستان قدس به شمارهء 9 و 10 پشوژ و پژوژ آمده است و در نسخهء عكسى قرآن مترجم كتابخانهء مركزى به شمارهء « 5831 لغت قرآن » كه در سال 655 تحرير شده است الحاف را پشوژ كردن معنى كرده است . و در لسان التنزيل : الحافا ، پشوز كردنى در خواستن ( ص 213 ) . و نيز قرآن مترجم خطى آستانه به شمارهء 5 : الحافا ، ستوهانيدن .

بلج ( پلج ) : سم شتر .

بلك قادران بوديم كه هموار گردانيديم انگشتان و را با كف چون سنب ستوران و بلج اشتران هم به ابتدا . ( سورهء 75 / آيهء 4 )