غوشهاى « 1 » خويش ،
فَآزَرَهُ
قوّت دادش به كششى « 2 » شاخهاى خويش ،
فَاسْتَغْلَظَ
سطبر شد به اتّساق « 3 » خويش ،
فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ
راست بايستاد بر ساق خويش .
يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ
خوش آيد كشاورزان را ،
لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ
همچنين كردشان خداى تا خشمگين كند كافران را ،
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً
وعده كرد خداى عزّ و جلّ به آمرزش و ثواب بزرگ مؤمنان عمل صالح كنندگان را . « 4 » ( 29 )
هامش
( 1 ) - ن و ت : خوشها .
( 2 ) - اصل : كشتى ، در « ن » هم همينطور است ليكن در ت : كشيدن ، آمده است . و اين تصحيح قياسى است .
( 3 ) - ن : تا بساق - ت : مانند متن است .
( 4 ) - ن : صلحآرندگان را .