وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
و خداى عزّ و جلّ عزيز است و حكيم بىهيچ شك .
( 19 )
وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَها
وعده كردتان خداى عزّ و جلّ غنيمتهاى بسيار كه بگيريتش [ از ] حنين و أوطاس و پارسيان « 1 » و روميان ،
فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ
معجّل دادتان اين يعنى خيبر حصار جهودان ،
وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ
و بازداشت از شما دستهاى مردمان ؛ يعنى اسد و غطفان ، و به نصرت خيبريان آمده بودند و ترسيدند و رفتند در زمان ،
وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ
تا بود آن عبرت مؤمنان
وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً
و بر راه راست نگه داردتان . ( 20 )
وَ أُخْرى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها
و وعده كردتان ، فتح شهر ديگر يعنى مكّه كه بر وى قادر نشديت امسال به بازداشتن مشركان ؛
قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها
آماده كرده است خداى آن را از بهر شما ، و موقوف كرده است به نام شما ،
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
و خداى عزّ و جلّ هست بر هر چيزى توانا . ( 21 )
وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً
و اگر حرب كردندى با شما كافران ، روى بگردانيدندى و ايشان هزيمتشوندگان ، و باز نيافتندى دوستى و نصرت كنندهاى كه يارى دادشان . ( 22 )
سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ
چنين بود حكم خداى عزّ و جلّ در « 2 » پيشينيان ،
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
و حكم خداى را عزّ و جلّ گردانيدن نتوان . ( 23 )
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
و وى است آن خداى كه بازداشت دستهاى ايشان از شما ،
وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ
و دستهاى شما از ايشان در ميان مكّه به آشكارا ،
مِنْ
هامش
( 1 ) - اصل : پارسايان .
( 2 ) - ن : بر .