غافِلُونَ
و كيست گمراهتر از آنها كه معبود خوانند بتان را ، كه اگر به « 1 » قيامت بخوانند ايشان را ؛ اجابت كردن ايشان نتوانند ، و ايشان از خواندن خوانندگان غافلانند . ( 5 )
وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً
و چون حشر كنند مردمان را به قيامت ، ظاهر شود ميان اين عابدان و معبودان عداوت ،
وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ
و بيزارى ستانند از [ آن ] عبادت . ( 6 )
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ
و چون خوانده « 2 » مىشود بر ايشان آيات پيداى ما ،
قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
گويند كافران چون آمد حق به ايشان اينست جادويى پيدا . ( 7 )
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ
مىگويند كه دروغ ساختش محمد از خويشتن ،
قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
بگو يا محمد اگر دروغ ساختمش « 3 » نتوانيت شما دفع كردن عذاب خداى تعالى از من .
هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ
وى داناتر است بر آنچه « 4 » شما مىگوييت از [ اين ] سخن پراكنده ،
كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بسنده است وى گواه ميان من و ميان شما و وى است آمرزندهء بخشاينده . ( 8 )
قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ
بگو يا محمد من نو نيم از انبيا ،
وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ
و نمىدانم كه چه كنند با من و با « 5 » شما ،
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
به دم نمىروم مگر آن چيزى را كه وحى مىكند به من پادشا ،
وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
و نهام [ من ] مگر ترسانندهء پيدا . ( 9 )
هامش
( 1 ) - ن : تا به .
( 2 ) - ن : بر خوانده .
( 3 ) - ن و ت : ساخته با شمش .
( 4 ) - ن : بدانكه .
( 5 ) - ن : و با با .