تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 934

مساهمون:

ص٩٣٤
( 7 )
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ
نه خداى به جز وى ، زيانيدن و مىرانيدن خلقان از وى ؛
رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
خداى شما ، و خداى پدران پيشين شما ،
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ
بلك « 1 » ايشان در گمانند و بازى مىكنند بر عمى . ( 8 - 9 )
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ
به پاى يا مصطفى تا آن روز كه بياورد « 2 » آسمان دودى پيدا ، و گويند اين در آن سال قحط بود كه اهل مكّه را پديد آمد و تاريك شد به وى هوا . و گويند اين دخان بود به آخر الزّمان كه هوا دود گيرد ، و مؤمن را از وى چون ز كامى پديد آيد ، و كافر را دردمد وى را فروزاند . « 3 » ( 10 )
يَغْشَى النَّاسَ
اين دخان مر آدميان فرو [ پو ] شد « 4 »
هذا عَذابٌ أَلِيمٌ
اين عذاب دردگين است كه به ايشان رسد . ( 11 )
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ
گويند اى پروردگار ما بردار از ما اين عذاب ، چه ما مقرّانيم كه جز تو نگشايد از ما « 5 » اين عقاب . ( 12 )
أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ
از كجا بودشان پند گرفتن بدخان ، و پند نگرفتند به آمدن رسول با بيان . ( 13 )
ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ
باز رو بگردانيدند « 6 » از وى ،
وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ
و گفتند آموزانيدهء خلق است و ديوانه است [ وى ] . ( 14 )
إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ
ما برداريم از اينان عذاب زمان اندك ، و شما به
هامش
( 1 ) - ن : بل كه . ( 2 ) - ن : بيارد . ( 3 ) - ن و ت : و برافروزاند . ( 4 ) - ن و ت : همهء مردمان را فروپوشد . ( 5 ) - ن : « از ما » ندارد . ( 6 ) - اصل : بگردانيدن .