است بازگشت خلق به كليّت . ( 85 )
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
و نتوانند آنها كه اينها [ ايشان ] را « 1 » معبودان مىخوانند كه شفاعت كنند ، مگر آنها را كه به يگانگى خداى تعالى گواهى دهند ، و به دل همان دانند و همان دارند .
( 86 )
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
و اگر پرسىشان كه « 2 » كى آفريدشان گويند اللّه ،
فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ
چگونه برگردانيده مىشوند از اين راه ؛
وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ
و مىشنود پادشا قول مصطفى : اى پروردگار من اينها قومىاند كه نمىآرند ايمان ،
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ
خداى تعالى گفت درگذار از ايشان
وَ قُلْ سَلامٌ
و بگو سلامت است شما را از حرب من تا آمدن فرمان ،
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
هرآينه بدانند كه چه بود عاقبت ايشان . ( 87 - 89 )
هامش
( 1 ) - ت : و نتوانند آنها كه ايشان را اينها .
( 2 ) - ن : « كه » ندارد .