به من از پادشا ،
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
كه خداى شما يكى است و بىهمتا ؛
فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ
به راستى روى آريت به وى ،
وَ اسْتَغْفِرُوهُ
و آمرزش خواهيت از وى .
وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ
و واى مر مشركان را
كه ايشان زكات ندادهاند و ايشان به آخرت ناگروندهاند « 1 » . ( 6 - 7 )
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ
آنها كه ايمان آوردند ، و عمل صالح كردند ؛ ايشان راست مزد ناكاستهء ناگسسته ، بلك « 2 » تمام پيوسته . ( 8 )
قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ
بگو يا محمد شما بدان خداوندى كه بيافريد زمين را در روز « 3 » يكشنبه و دوشنبه مى كافر شويت ،
وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً
و بتان را مانند وى مىداريت
ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ
اينست پروردگار عالميان چه همچنين دانيت . ( 9 )
وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها
و نهاد در وى كوههاى استوار از زبر وى ،
وَ بارَكَ فِيها
و بركتها پديد آورد در وى ، به « 4 » آب وى و نبات وى و شجر وى ،
وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها
و كرد قوتهاى اهل وى مقدّر ، در هر ولايتى به « 5 » نوع ديگر .
فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ
اين همه در چهار روز بود : سهشنبه و چهارشنبه ، با آن دو روز گذشته يكشنبه و دوشنبه ،
سَواءً لِلسَّائِلِينَ
اين اخبار درست است مر پرسندگان را ، و اين اقوات دادنى است مر خواهندگان را . ( 10 )
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ
باز راست كرد آفرينش آسمان ، و وى دودى بود پيش از آن ؛
فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
و گفت مرو را و مر زمين را بياييت به طوع يا به كره گفتند آمديم به طوع ، و مراد زود به وجود آوردن
هامش
( 1 ) - ن : ناگرويدهاند .
( 2 ) - ن : بلكه .
( 3 ) - ن و ت : در دو روز .
( 4 ) - ن : با .
( 5 ) - ن : « به » ندارد .