بازگرداندش پاره و ريزه و شكسته ؛
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
اندر اين پند است مر آن را كه خردمند است . ( 21 )
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
آنك روشن كرد خداى تعالى سينهء وى مر اسلام را ،
فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
و وى بر نورى است از هدايت پروردگار خويش كه به وى شناسد « 1 » اصول دين و احكام را ، برابر بود اين كس با آنك عبادت آرد اصنام را ؟
فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ
واى مر سختدلان را كه ياد نكنند رحمن را ، و متابعت نكنند قرآن را ،
أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
آنهااند در گمراهى كه پيداست همگان را . ( 22 )
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ
خداى تعالى فرستاد نيكوترين حديث و آن قرآن است ،
كِتاباً مُتَشابِهاً
كتابى كه همه سوره « 2 » و آيات وى در راستى و درستى و نكويى يكسان است ؛
مَثانِيَ
و قصهها و وعدهها و وعيدها در وى مكرّر است ، تا در دلها مؤكّد و مقرّر است .
تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ
در كشد به وى پوستهاى آنها كه بترسند از خداى خويش در حال شنيدن وعيد ،
ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
باز نرم شود پوستهاى ايشان « 3 » و دلهاى ايشان « 6 » و بيارامد به ذكر خداى « 4 » تعالى يعنى در حال شنيدن [ مواعيد ] .
ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ
اين قرآن راهنماى است از خداى تعالى ره نمايد به وى هر كرا خواهد ،
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
و هر كرا گمراه گردانيد خداى تعالى نيست وى را « 5 » هيچ كسى كه راه نمايد . ( 23 )
أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ
آنك وى را « 7 » در آتش درافكنند
هامش
( 1 ) - ن : شناسند .
( 2 ) - ن و ت : همه سور .
( 3 ) - ن : شان .
( 4 ) - اصل : به خداى .
( 5 ) - ن : ورا .
( 6 ) - ن : شان .
( 7 ) - ن : ورا .