و اگر شكر آريت دهد بدان رضا .
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
و نبرد بار - برى ، بار ديگرى ؛
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ
باز به جزاى پروردگار شماست بازگشت [ شما ] ،
فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
خبر دهدتان بدانچه مىكرديت [ به دنيا ] ؛
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
چه وى است دانا ، به نهانهاى دلها . ( 7 )
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ
و چون مىرسد به كافر بلا و شدت ، مىخواند پروردگار خود را « 1 » بازگردنده به وى به اخلاص و صفوت ،
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ
باز چون مىدهد [ ش ] نعمت و راحت ،
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ
به فراموشتان مىماند آن دعا كه مىگفت پيش از اين حالت
وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ
و مانند « 2 » خداى تعالى مىدارد آن « 3 » بتان را ، تا گمراه گرداند « 4 » از خداى « 5 » تعالى ديگران را ؛
قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا
بگو يا محمد روزگار اندك درين مىگذران ،
إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
چه تويى از دوزخيان . ( 8 )
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً
آنك به نماز گذارند « 6 » همهء ساعات شب قيامآرنده ، و سجدهكننده ،
يَحْذَرُ الْآخِرَةَ
از عقوبت عقبى ترسنده ،
وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ
و به رحمت مولى اميددارنده ، برابر بود با آنك مر اين را مخالفباشنده .
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
بگو يا محمد برابر آيند ، آنها كه دانند ، با آنها كه ندانند ،
إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
پند آنها گيرند كه خردمندانند .
( 9 )
قُلْ يا عِبادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ
بگو يا محمد از من ، اى بندگان گروندهء « 7 » من ؛ بترسيت از پروردگار خويش ،
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ
مر
هامش
( 1 ) - ن : خويش را .
( 2 ) - ن و ت : مانندان .
( 3 ) - ن : « آن » ندارد .
( 4 ) - ن : كند .
( 5 ) - ن : از راه خداى .
( 6 ) - ن و ت : گذارد .
( 7 ) - ن : گرويده - ت : مانند متن .