مىگرداند كبركننده ،
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
گويى « 1 » نشنيدى خواندن خواننده ؛
كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً
[ گويى ] كه كرى است در گوشهاى وى ،
فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
مژده دهش به عذاب دردگين كه اينست جزاى وى ، و اين آيتها در شأن نضر بن الحارث است كه خريده بود داستانهاى اسپنديار و رستم و ملوك عجم ، و با كافران مىگفتى [ در مقابلهء ] آنچه مصطفى گفتى صلى اللّه عليه و سلم ، از قصص انبيا و امم ؛ و گويند اين در باب شعر و سرود است ، و در داستانها برافزودست . ( 7 )
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ خالِدِينَ فِيها
آنها كه مؤمنانند ، و عمل صالح آرندگانند ، ايشان راست بهشت با نعمت
و ايشان در وى جاويدان ماندگانند ؛
وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
و اين وعده حق است از خداى كريم ، و وى است عزيز حكيم . ( 8 - 9 )
خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها
بيافريد آسمانها را بىستون و همچنين مىبينيت به عيان
وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
و پديد آورد در زمين كوههاى استوار تا برنگرداندتان ؛
وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ
و درپراكند در وى انواع حيوانات ،
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ
و فرستاد از آسمان باران و رويانيد به وى هر نوع نيكو از انواع نبات . ( 10 )
هذا خَلْقُ اللَّهِ
اينست آفريدهء آفريدگار ،
فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ
بنماييتم كه چه آفريده است جز آفريدگار « 2 » ،
بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
بلك « 3 » مشركان در گمراهىاند پيداى آشكار . ( 11 )
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ
و داديم لقمان را حكمت
أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
كه شكر آور « 4 » خداوند را و طاعت ،
وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ
و هر كه شكر آرد نفع
هامش
( 1 ) - ن : گويى كه .
( 2 ) - ن : كردگار .
( 3 ) - ن : بل كه .
( 4 ) - ن : ورا آر .