خويش را
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
اگر راست مىگوييت كه اين را محمد ساخته است ، چون هر يكى از شما طريق ساختن سخن « 1 » شناخته است . ( 23 )
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا
اگر نياريت ، و هرگز نتوانيت « 2 » آريت
فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
بترسيت از آتشى كه فروزينهء وى مردمانند و سنگهاى كلان ؛ يعنى كافران و بتان ، يا سنگهاى كوههاى اين جهان ، يا سنگهاى گوگرد كه وى زودتر درگيرد ، و ديرتر فروميرد ، و بويش گندهتر بود ، و وى بر تنها چفسندهتر بود ، و آتش وى تيزتر بود
أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
آماده كردهشده كافران را . ( 24 )
وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و مژده ده يا محمد ، مؤمنان عمل صالح كنندگان را
أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
كه مر ايشان راست بوستانهااى بائين ، كه مىرود زيرا ايوان وى و درختان وى جويهاى آب و مى و شير و انگبين
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً
هر بارى كه بدهند شان ميوهاى و بيارندشان طعمهاى
قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ
گويند اين همان است كه پيش ازينمان داده بودند يعنى در دنيا از روى نام و صورت ، نه از روى لذت و حقيقت .
وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً
و بيارندشان همه به يكديگر ماننده يعنى همه نيكو هيچ شفق « 3 » نى ، صورتها يكسان و مزهها يكسان نى
وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ
و مر ايشان را بود جفتان پاك صورت و پاك سيرت ، بىآفت و بىعلت ، [ بىعيب و ] بىريبت ، بىحسد بىمنازعت ، بىناز بىمخالفت
وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ
و ايشان بوند در وى جاويدانباشندگان ، نميرندگان و نه كراشيدگان ؛ و چون منافقان مثل آتش و باران شنيدند گفتند : اين كلام ربّانى
هامش
( 1 ) - در اصل : « سخن » مكرر است .
( 2 ) - ن : نتوانيد كه .
( 3 ) - ت : بىمزه .