تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
( 5 )
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
كه ميراث گيرد از من و از آل يعقوب نبوّت ، يعنى شايستهء آن بود كه به وى وحى فرستى به رسالت ،
وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
و گردانيش « 1 » اى پروردگار ، پسنديده و پسندكار . ( 6 )
يا زَكَرِيَّا
گفتيمش اى زكريا ،
إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى
ما مزده مىدهيمت به پسرى نام وى يحيى ؛
لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
نكرديم وى را « 2 » هيچ هم - نام ، پيش از اين نام . ( 7 )
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ
گفت اى پروردگار من چگونه بود مرا پسر
وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا
و زن من نازاينده و من رسيده به پيرانه‌سر . ( 8 )
قالَ كَذلِكَ
گفت همچنان است ،
قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ
گفت پروردگار تو كه اين بر من آسان است ؛
وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً
و آفريدمت پيش از اين ، و تو هيچ نبودى در زمين . ( 9 )
قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً
گفت اى پروردگار من پديد آر مرا « 3 » اين را علامتى ،
قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا
گفت علامت تو آن است كه نتوانى سخن گفتن با مردمان سه شباروز بىآفتى . ( 10 )
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ
بيرون « 4 » آمد بر قوم خويش از عبادتگاه
فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا
اشارت كرد به ايشان كه نماز آريت بامداد و شبانگاه . ( 11 )
هامش
( 1 ) - ن و ت : گردانش . ( 2 ) - ن : ورا . ( 3 ) - ن و ت : « مرا » ندارد . ( 4 ) - ن : برون .