تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
آن پايدارتر ، و اميدوارتر . ( 46 )
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ
و ياد كن آن روز را ، كه روان كنيم در وى كوهها را در هوا ،
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً
و بينى عرصات قيامت را همه را « 1 » پيدا ،
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
و برانگيزانيم « 2 » همه را ، و نمانيم از ايشان كسى را . ( 47 )
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا
و عرضه كرده شوند بر پروردگار تو صف در صف ، ايستاده و نهاده كف بر كف ؛
لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
و گفته شود ايشان را ، كه آمديت به ما برهنگان و بىچيزان و بىكسان چنان كه « 3 » آفريدمتان به ابتدا ،
بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً
بلك « 4 » گفتيت كه از ما ميعادى نيست ، و از پس معاش معادى نيست . ( 48 )
وَ وُضِعَ الْكِتابُ
و نهاده شود نامه‌ها در دستهاى بندگان ،
فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ
بينى مشركان را از آنچه در نامه‌ها بود ترسندگان .
وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
و مىگويند « 5 » [ اى واى بر ما ] ، چه بوده است اين نامه را ، كه نمىماند خوردى را « 6 » و بزرگى را ، الّا بيرون « 7 » مىآردش شمرده و پيدا ؛
وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً
و بيابند كردارهاى خويش را حاضر كرده بدان جهان ،
وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً
و ستم نكند پروردگار تو بر كسى از بندگان . ( 49 )
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
و ياد كن چون گفتيم فرشتگان عالم را ، كه سجده آريت مر آدم معظّم « 8 » را ؛
فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ
همه سجده آوردند در حين ، مگر ابليس
هامش
( 1 ) - ن : « را » ندارد . ( 2 ) - ن : و برانگيزيم . ( 3 ) - ن : چنانك ( 4 ) - ن : بلكه . ( 5 ) - ن و ت : و گويند . ( 6 ) - ن : « را » ندارد . ( 7 ) - ن : برون . ( 8 ) - ن و ت : « معظّم » را ندارد .