در وى مردمانىاند « 1 » كه دوست دارند پاك داشتن ابدان را ،
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ
و خداى تعالى دوست دارد پاكىكنندگان را . ( 108 )
أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ
آنكس كه ساخت كدوادهء بناى خويش ، بر - ترسكارى و طلب « 2 » رضاى خداى خويش ؛ بهتر يا آنكس كه ساخت بناى خويش را كدواده ، بر لب واديى آب بريده « 3 » ، و روى به ويرانى نهاده ؛
فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ
و وى در - گشتن ساخت ، و وى را « 4 » به دوزخ انداخت ؛
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
و خداى تعالى راه راست ندهد ظالمان را ، و تنفيذ نكند تدبيرهاى ايشان را . ( 109 )
لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ
هماره آن بناى كه ايشان برآوردند در دلهاى ايشان غصه است ، و بر مسلمانان به ويران كردن آن خشم و كينه است ؛
إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ
تا آنگاه كه [ دلهاى ] ايشان پاره پاره كرده شود ، يعنى تا آنگاه كه هر يكى از ايشان مرده شود ، و به گور برده شود ؛
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و خداى تعالى به اسرار ايشان عليم است ، و به آنچه « 5 » به ايشان « 6 » كند حكيم است . ( 110 )
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
خداى تعالى بخريد از مؤمنان تنها و مالهاى ايشان ، بدانك مر ايشان را بهشت داد دربهاى ايشان « 7 » ؛
يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
جهاد كنند در راه رضاى خداى ،
فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ
كشند و كشته شوند به زخم اعداى خداى
وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا
وعدهاى است اين از خداى تعالى راست ،
فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ
هامش
( 1 ) - اصل : مردمان .
( 2 ) - ن و ت : و طلبكارى .
( 3 ) - ن : آب برنده - و « ت » مانند متن است .
( 4 ) - ن : و آن را .
( 5 ) - ن : آنج .
( 6 ) - ن : با ايشان .
( 7 ) - اصل : « شان » كه بواسطهء وزن كلمات آن را اصلاح كرديم .