( 152 )
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ
مىخواهند از تو جهودان كه كتابى آرى بر ايشان از آسمان ، نوشته « 1 » چون الواح موسى بن عمران ؛ يا جمله كرده در يك صحيفه يا هر يكى كتاب جداگانه .
فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ
خطاب كردند با موسى بزرگتر از اين مخاطبه ،
فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
گفتند : بما نماى خداى را معاينه ،
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ
بگرفتشان صاعقهء آتش با بانگ سوزندهء زنندهء كشنده ؛
بِظُلْمِهِمْ
به ستمى كه كردند ، و كفرى كه آوردند ،
ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ
باز گوساله پرستيدند ،
مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ
از بعد آنك آمد به ايشان معجزهها و ديدند .
فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ
اندر گذاشتيم از ايشان به توبه ، و هلاك نكرديم همه را جمله ؛
وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً
و داديم موسى را ، حجّتى پيدا . ( 153 )
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ
و برداشتيم كوه را زبر سر ايشان ، مر گرفتن ميثاق را بر ايشان .
وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
و گفتيم مر ايشان را كه به در شهر ايليا سر فرودافكنندگان « 2 » و تواضعكنندگان درآييت ،
وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ
و گفتيم مر ايشان را كه روز شنبه ماهى مگيريت ، و از حدّ فرمان بيرون « 3 » مرويت ؛
وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً
و گرفتيم از ايشان عهد استوار ، از بهر گرفتن « 4 » اين كار .
( 154 )
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ
به سبب شكستن ايشان مر عهد را ،
وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ
و منكر شدن ايشان آيات پادشا را ،
وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ
و كشتن ايشان به ناحق
هامش
( 1 ) - ن و ت : نبشته .
( 2 ) - ن و ت : فرو .
( 3 ) - ن : برون .
( 4 ) - ن : « گرفتن » ندارد .