تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
خوانى و كسر شين [ و به راء غير معجمه معنى اين بود كه چه گونه زنده گردانيمش ، و چون به ضمّ نون خوانى و كسر شين ] و زاى معجمه معنى اين بود كه چگونه جنبانيمش ، و زبر يكديگر برآريمش ،
ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
باز به گوشت پوشانيمش . پس آنچه « 1 » پوسيده بود و ريزيده بود ، و در عالم پراكنده بود ، و زمين فروخورده بود ؛ همه بازآمد « 2 » ، و هر جزوى [ با جزوى ] فرازآمد ؛ و مغزدار استخوان تمام شد ، و استخوانها با يكديگر با نظام شد ، و استخوانها با پيها با استحكام شد ، و پيها به رگها و رگها به خونها و استخوانها به گوشتها و گوشتها به پوستها و پوستها به مويها همه به هم شد ، و به يك جا ضم شد . [ و به قول ] امام حسن بصرى رضى اللّه عنه « 3 » خر را زنده داشت ، و صدسال بر وى بىعلف و آب بگذاشت ، و عزير را بميرانيد و از پس صدسال اول چشمهاى وى آفريد ، و در وى بينايى نهاد ، و زندگى و دانايى داد « 4 » ، و آنگاه فرمود
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ
و بنگر به استخوان‌هاى خويش كه چگونه همه را جنبانيم ، و زنده گردانيم ؛ و آنگه به وى نمود آمدن ، و جمله گشتن و تمام شدن .
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ
چون چگونگى زنده كردن ، وى را « 5 » بيان شد ، و خبر وى را « 6 » عيان شد ؛
قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
چون پيوسته خوانى معنى اين بود كه خداى تعالى گفت بدان ، و چون به قطع الف خوانى چنين بود كه عزير گفت دانستم كه خداى تعالى بر هر چيزى تواناست ، و قدرت زنده كردن مردگان وى را « 7 » ست . ( 259 )
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
و ياد كن چون گفت ابراهيم اى
هامش
( 1 ) - ن : آنج . ( 2 ) - اصل : بازآمده . ( 3 ) - ن : ت : حسن بصرى رحمه اللّه ( 4 ) - ن و ت : نهاد . ( 5 ) - ن : ورا . ( 6 ) - ن : ورا . ( 7 ) - ن : ورا .
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 87 | النسفي / عزيز الله جوينى