بر شما برگزيد ،
وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
و وى « 1 » را به زيادتى علم حرب و قوّت مخصوص گردانيد ؛
وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ
و خداى تعالى ملك آن را دهد ، كه خواهد ،
وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
و خداى تعالى جواد و غنّى است و داننده است كه سزاوار ملك كيست . ( 247 )
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
و گفت مر « 2 » ايشان را پيامبر ايشان كه نشان ملك وى آن است كه رسد به شما تابوت ، كه در رسيدن وى است دلهاى شما را قرار و ثبوت . و گويند : سكينه شخصى « 3 » بود كه وى را « 4 » چشم « 5 » و صورت بود در جسم وى [ كه ] چشمهاى دشمنان خيره شدى ، و از شعاع آن وقت خصمان تيره شدى ، و از بانگ وى دلهاى ايشان بترسيدى ، و اسبان ايشان برميدى « 6 » .
وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ
و نيز در وى باقى از آنچه « 7 » ماند موسى نجّى ، و هارون نبىّ ؛ و آن عصاى موسى كليم بود ، و عمامهء هارون كريم بود ، و پارهاى ترنگبين ، و قطعهاى از الواح زمردين ؛
تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ
مىآرندش فرشتگان « 8 » ،
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اندرين آيتى است شما را اگر هييت « 9 » تصديقكنندگان . ( 248 )
فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ
چون بر ملك طالوت متّفق شدند ، و طالوت و سپاهها به صحرا آمدند ؛
قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ
گفت : خداى تعالى شما را به جويى آزموده خواهد كرد ،
فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي
هر كه شكم بر زمين نهد و به دهان از وى آب خورد وى نيست از سپاه من ،
وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ
هامش
( 1 ) - ن : و ورا .
( 2 ) - ن : « مر » ندارد .
( 3 ) - اصل : شخص .
( 4 ) - ن : « وى را » ندارد .
( 5 ) - اصل : جسم .
( 6 ) - ن : برميدندى .
( 7 ) - ن : آنج .
( 8 ) - ن : فريشتگان .
( 9 ) - ن : هستيت .