عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا
گفت چنان هست كه اگر قتال بر شما فريضه شود نرويت ، و از گفته پشيمان شويت ؟
قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا
گفتند : كى بود كه با ايشان حرب نكنيم و ايشان ما را از خانههاى ما بيرون « 1 » كرده ، و فرزندان ما را برده [ برده ] .
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
چون قتال بر ايشان فريضه شد به فرمان ، روى بگردانيدند و خلاف كردند مگر اندكى از ايشان ،
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
و خداى تعالى داناست به عقوبت ستمكاران . و اين حرب ايشان را با جالوت مىبايست كرد ، و وى ملكى بود با قوّت و عدّت ؛ سيصد رطل آهن خود سرى او بود ، و هشصد « 2 » هزار سوار مبارز لشكر او « 3 » بود . آمده بود و با بنى اسرائيل حرب كرد [ ه ] ، و سران را كشته ، و اموال و اولاد را « 4 » به غارت برده ، و ايشان را از خانومان ايشان « 5 » بيرون « 10 » كرده « 6 » . ( 246 )
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً
و گفت مر ايشان را پيغامبر « 7 » ايشان كه خداى تعالى طالوت را ملكى شما كرد ، و كار حرب شما را « 11 » به وى مفوّض و مهيّا كرد .
قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا
گفتند : كه « 8 » چگونه بود وى را بر ما ملكى « 9 » و وى از خاندان مملكت نى
وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ
و ما سزاوار تريم از وى به ملك كه از سبط يهودائيم و ملك بنى اسرائيل را جز بدين سبط نسبت نى ،
وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ
و طالوت مرد درويش و وى را مال و غنيمت نى .
قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ
گفت : خداى تعالى به ملك وى را
هامش
( 1 ) - ن : برون .
( 2 ) - ت : هشتصد .
( 3 ) - ن : وى .
( 4 ) - ن : « را » ندارد .
( 5 ) - ن : شان .
( 6 ) - ن : آورده .
( 7 ) - ن و ت : پيامبر .
( 8 ) - ن :
« كه » ندارد .
( 9 ) - ن و ت : ملك .
( 10 ) - ن : برون .
( 11 ) - ن : « را » ندارد .