باشيت در حال حيض از صحبت زنان ،
وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ
و فراز مياييت به ايشان تا پاك شوند « 1 »
فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ
چون پاك گردند بياييت به ايشان « 2 » ، از آنجا كه هست فرمان ؛
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
چه خداى تعالى دوست دارد تايبان را ، و دوست دارد پاكىكنندگان را . ( 222 )
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ
زنان شمااند كشتزار شما ، بياييت به كشتزار خويش به هر صفتى و هر وقت كه بود اختيار شما ؛
وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ
و پيش فرستيت از بهر تنهاى خويش ، نيكو ذكرها و نيّتها [ ى ] خويش ؛
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و بترسيت از خداوند خلقان ،
وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ
و بدانيت كه شما به جزاى وى بازگردند [ ه ] ييت بدان جهان ،
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
و مژده برسان به مؤمنان . ( 223 )
وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ
و مكنيت نام خداى را بازدارنده در سوگندانتان ، از برّ و تقوى و اصلاح ميان مردمان ،
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و خداى تعالى شنوا و داناست به هر آشكار « 3 » و نهان .
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
نگيرد شما را خداى تعالى به سوگند لغو شما و آن آن است كه سوگند خورد كه اين فلان است ، و وى را « 4 » چنان گمان است كه آن همان است ، و پديد آمد كه جز آن است .
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
و ليكن « 5 » بگيرد شما را بدان ، كه « 6 » قصد كرد به وى دلهاىتان ؛
وَ اللَّهُ
هامش
( 1 ) - ن و ت : تا پاك نشوند ايشان .
( 2 ) - ن : با ايشان .
( 3 ) - ن : آشكارا .
( 4 ) - ن : و ورا .
( 5 ) - ن : و لكن .
( 6 ) - اصل : بدانك ، كه براى رعايت سجع آن را به صورت « بدانكه » نوشتيم .