تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١

( 2 ) كتاب ربا

ربا زياده‌اى است در موارد مخصوصه‌اى كه شرع انور آن را تعيين كرده مثل زياده از يك من گندم در مقابل يك من ، پس اگر يك من گندم خوب را بفروشد به دو من بد ربا است ، و اگر يك دينار قرض بدهد و دو دينار عوض آن بگيرد ربا است و بايد دانست كه بعضى گفته‌اند ربا خريد و فروش دو چيزى است كه مثل هم است با زياده و همچنين قرض دادن چيزى است با زياده ولى اين معنى براى ربا درست نيست و ربا خود زياده است ، ولى هر زياده‌اى در معاملات ربا نيست بلكه آنچه را شرع انور فرموده ربا است حرام است . مسأله 1 - ربا از محرمات بسيار زشت و از جمله بزرگترين گناهان است كه در مذمت آن اخبار صحيحى وارد شده كه آن را تشبيه به زنا كرده‌اند ، و حرمت ربا مختص به كسى كه مىگيرد نيست بلكه كسى كه ربا مىدهد نيز مرتكب همان حرامى است كه دهنده مرتكب آن مىشود ، بلكه دفتردارى و يا نوشتن اسناد ربوى و شهادت بر آن نيز حرام ، و در گناه آن مساوى هستند . مسأله 2 - حكمت حرمت ربا فساد اموال و ظلم و ترك مردم است تجارت و معاملات حلال را ، و همچنين حكمت آن ترك مردم است كارهاى خوب مثل قرض‌الحسنه كه در اخبار وارد شده ، ولى اين چيزها علت حرمت نيست و به واسطه عقول مردم مورد ربا معين نمىشود بلكه هر جا را شارع مقدس فرمود ربا است حرام است و هر جا را شارع نفرموده و عنوان ديگرى از معاملات حلال بر آن تطبيق كند ربا نيست ، مثل اينكه عنوان خريد و فروش بر آن معامله صادق باشد كه موضوعا از ربا خارج است . مسأله 3 - حرمت ربا به واسطه اضطرار و احتياج شديد كه ناشى از فقر و غير آن باشد برداشته نمىشود ، پس دهنده يا گيرنده ربا نمىتوانند مرتكب اين عمل زشت شوند با عذر اضطرار ، بلى اگر در جايى جانى در خطر باشد و چاره‌اى نباشد جز اينكه ربا بگيرند يا بدهند در آنجا به دليل اهميت جان مىشود ربا داد و يا گرفت ، ولى مالى را كه بر اين وجه گرفته ضامن عوض آن مىباشد . مسأله 4 - معامله ربويه به طور كلى باطل است و بطلان مخصوص زياده‌اى كه ربا مىباشد نيست بنابراين با برگرداندن زياده معامله صحيح نمىشود بلكه بايد اگر بخواهند دوباره بر آن معامله اقدام كنند ، و فرقى نيست كه زياده به نحو جزئيت باشد مثل اينكه بگويد اين يك من گندم را دادم به دو من ، و يا اينكه زياده شرطيه باشد در صورتى كه شرط از شروطى كه خود عين مال است باشد يا برگشت به مال كند مثل اينكه يك من گندم را به يك من گندم بفروشد و شرط كند كه ديگرى يك من گندم به او اضافه بدهد يا لباسى براى او بدوزد ، و يا چيزى را به ارزانتر از قيمت آن به او صلح كند ، ولى اگر شرط او