تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت ها و اسرار علمى احكام بهداشتى اسلام (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
گرد و غبار خيابانها نيز دورى مىكنند . و نيز اضافه مىكند كه ممكن است در بين كلمات فقهاء ، دو مورد ديگر بر موارد فوق اضافه نمائيم : 1 . گفته‌اند : در مسئله نزديكى آب دستشويى به آب چاه كه اگر پنج ذراع يا هفت ذراع ( شرح آن قبلًا گذشت ) فاصله باشد ؛ آب چاه نجس نمىشود ؛ چون همين فاصله طبق قوانين طبيعت براى تصفيه آب آلوده دستشويى كافى است و فقهاء در اينجا حتى آنها كه قائل به نجس شدن چاه در موقع ملاقات آب چاه به نجاست مىباشند ؛ غير موثر مىدانند و اين معنى در صورتى است كه بگوئيم اين آب در اثر عبور از پوسته وطبقات خاك تا به آب چاه برسد ، تصفيه و پاك شده است . 2 . فقهاء اجازه داده‌اند كه درباره زمين كه در آن كثيفى باشد ، و خاك پاك روى آن ريخته شود ، مىتوانند مسجد بنا نمايند . روايتى در وسائل الشيعه از جعفر بن محمد ( ع ) نقل شده است : « انه سئل ايصلح مكان حش أن يتخذ مسجد . افقال « ع » : اذا القي عليه التراب مايواري ذالك و يقطع ريحه فلابأس و ذالك لان التراب يطهره و به مضت السنة ؛ سؤال شد آيا مىتوان محل مزبله را مسجد قرار داد ؟ فرمود : چنانچه روى آن خاك بريزند به طورى كه آن را بپوشاند و بوى آن را بر طرف كند باكى نيست . » اين از آن جهت است كه خاك ، نجاست را پاك مىكند و روايت به روشنى طهارت خاك را بيان كرده است . در پاسخ مطلب فوق مىتوان گفت : نقطه نظر فلسفى غير از نقطه نظر فقاهتى است . چنانچه در مقدمات كتاب ياد كرديم و اين دو موردى كه از كلمات فقهاء استنباط كرده‌ايد كامل نيست و دليل بر پاك كنندگى زمين در نزد فقهاء ندارد . زيرا كه فقهاء در مسئله سرايت آب دستشوى به آب چاه آن را پاك نمىدانند تا استنباط فوق شما درست باشد ؛ بلكه اين دورى 5 ذراع يا 7 ذراع را تعبداً موجب عدم انتقال آب دستشوى مىدانند و اگر هم سرايت نمايد تعبداً مىگويند : آن موجب نجاست چاه نمِىشود . و در مسئله گرفتن مكان كثيف براى مسجد نيز تصريح دارند كه