روى زمين پاك را ( بعد از آنكه يك لايه خاك پاك روى كثيفىها ريختند ) مسجد قرار دهند و قسمت زيرخاك كه نجس است ، مسجد نيست و به حالت نجاست باقى است ، چنانچه در عروة الوثقى ، حكم سوم مساجد ، تصريح شده است .
بنابراين استنباط نويسنده كتاب مطهرات در اسلام كه تصور نمود ، فقهاء بدون توجه و عنايت به نظر فلسفى اين دو مورد را از مطهرات دانستهاند ؛ توجيهى ندارد .
اما انصافاً روايت مسعدة بن صدقه ( كه قبلًا گذشت ) تصريح كامل دارد بر طهارت مكان نجاست به واسطه خاك پاك كه روى آن ريخته شود . روايات ديگرى كه تصريح دارد بعضى از زمين بعضى ديگر از آن را پاك مىكند ؛ تاييد آن است : شايد بتوانيم جمله ذيل روايت ذكر شده
« لان التراب يطهره و به مضت السنة »
را بر سنت طبيعت و قانون فطرت حل نماييم كه در قرآن كريم نيز به لفظ سنت قانون خلقت اراده كرده « 1 » است . از اين رو معنى آخر حديث اين است كه چون در قانون فطرت ، خاك را پاك كننده طبيعى قرار دادهايم ؛ در شرع نيز آن خاك پاك را پاك كننده نجاسات قرار داديم .
3 . خورشيد چگونه اشياء را پاك مىكند ؟
از توضيحات گذشته در مطهرات طبيعى به اثبات رسيد كه خورشيد و اشعه آن ، سهم مهمى در تصفيه آب و هوا و نظافت طبيعت دارد و نيز معلوم شد كه در احاديث معصومين عليهم السلام خورشيد را به صورت مستقل پاك كننده نشان داده بلكه به لفظ عموم آن را پاك كننده هر چيز نجس شمردهاند .
هامش
( 1 ) . در چند جاى قرآن قريب به اين مضمون بيان مىنمايد . از جمله در سوره فتح ، آين 23 ( سنه الله اب ) .