مىكند و استحاله مىشود و استحاله مستقلا در زبان احاديث و فقهاء از مطهرات شمردهاند ) . يكى از پاك كنندهها به صورت مستقل است .
1 . روايت حسن بن محبوب در وسائل الشيعه كه در ذيل طهارت آتش آمده است
« ان الماء والنار قد طهراه » ؛ « 1 »
يعنى ، اين كه آب و آتش آن را ( گچ كه براى پختن مدفوع و استخوان مرده سوزانده شد ) پاك كردهاند .
در دلالت اين روايت ممكن است ايرادى وارد نمائيم كه پاك كنندگى آتش به طور كل ثابت نمىشود و ممكن است جزء سبب باشد و لكن بضميمه روايات ديگر كه پاك كننده كامل شمرده شده ، اشكال بر طرف مىشود .
2 . روايت ابن زبير در وسائل الشيعه در مورد خمير نجس كه با آتش پخته شود ، فرمود :
« اذا اصابه النار فلا باس باكله » « 2 »
يعنى ، چون حرارت آتش به آن رسيده خوردن نان مانعى ندارد .
3 . روايت ابن ابى عمير در وسائل الشيعه نيز در مورد خمير نجس فرمودند :
« لابأس اكلت النار ما فيه » ،
يعنى خوردن چيزى كه آتش به او رسيده مانعى ندارد . « 3 » اين روايت كاملًا اشاره روشنى دارد به اينكه حرارت ، ميكروبها و مواد زيانبار را نابود مىنمايد . چنانچه در علوم روز اين معنى به اثبات رسيده است .
فقهاء شيعه در دو مورد به پاككنندگى آتش اشاره دارند :
اول : در مورد استحاله و چون استحاله ذاتاً پاك كننده است ، اگر چه به غير آتش باشد ، در نتيجه از بحث ما خارج است .
دوم : در مورد 3 / 1 آب انگور كه جوشيده و بخار شده ( بنابر قول به نجس شدن ) وقتى از حرارت و جوشيدن دو سوم آن كم شد ، پاك
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، كلينى ، ج 2 ، ص 306 .
( 2 ) . تهذيب ، ج 1 ، ص 413 .
( 3 ) . روايات فوق از جمله احاديث معتبر در نزد فقهاء به شمار مىآيد و حسن بن محبوب و محمد بى ابى عمير از اصحاب اجماع مىباشند . ( وسايل الشيعه ، ج 1 ، ص 175 )