در مجلهى مكتب اسلام ، ريويو ( از لندن ) « 1 » مقالهى مفصلّى دارد تحت عنوان : « چرا به زبان عربى خدا را عبادت كنيم ؟ » ؛ اينك بعضى از عبارات آن را به طور خلاصه نقل مىكنيم :
اگر اسلام دين نژادى يا ملى بود ، هركس مىتوانست زبان رائج و معمول همان منطقه را براى عبادت به كار برد ، در صورتى كه مىدانيم اسلام دينى است جهانى و اعضاى جامعهى اسلامى به صدها زبان تكلّم مىكنند .
زندگى ما در حال حاضر بيشتر از پيشتر جنبهى بين المللى به خود مىگيرد و هر شهرى مسلمانانى دارد كه با زبانهاى مختلف سخن مىگويند .
تصور كنيد يك نفر انگليسى مسلمان به چين مىرود و در حين عبور از خيابان مىشنود كه كسى مىگويد : « چنگ ، چانگ ، چونگ » ؛ « 2 » يعنى خدا بزرگ است ، اللَّه اكبر .
بديهى است شنوندهى اين رهگذر ، معناى اين كلمات را نخواهد فهميد و نماز جماعت يا جمعه را از دست خواهد داد و اتفاقاً در چين مساجد آن شبيه به مساجد فرانسه و انگلستان يا جاهاى ديگر نيست و گلدسته و مناره ندارد .
در اين صورت يك مذهب جهانى ، مشتركات اساسى لازم دارد كه در ميان همهى پيروان آن رايج باشد .
دعوت به نماز و فرمولهايى كه در عبادت بايد رعايت شود ، قسمتى از اجزاى اصلى و اساسى عمل به اين فرهنگ را تشكيل مىدهد .
هامش
( 1 ) . از دكتر محمد حميد اللَّه ، ترجمهى سيد غلامرضا سعيدى ( شمارهى 3 مكتب اسلام سال هشتم ) .
( 2 )Chiug , Chang , Chvng . .