و نيز مىگويد : عملًا هيچ مذهبى غير از اسلام ، كتابى را كه نسخهى اصل وحى مبتنى بر آن باشد ، ندارد و به هر حال آن چه ( جز قرآن ) موجود است ، ترجمه است ، يا بهتر بگوييم قسمتها و اجزائى است كه به طور منقول در اختيار كليميان و پارسيان و مسيحيان و ساير امّتها است ؛ و چه افتخارى بالاتر از اين براى مسلمانان ، كه از اين جهت نيز وضع استثنائى دارند و نسخهى اصلى كتاب را در دست دارند ، به همان شكلى كه وحى شده است و آن كتاب « قرآن كريم » است .
« گوستاو لوبون » مىگويد : تمام اقوام مختلف مسلمين در دو چيز با هم اتفاق دارند ، يكى زبان عربى ( به واسطهى قرآن و نماز ) ، دوّم حج بيتاللَّه كه مسلمانان دنيا را در يك نقطه معين در وقت معين با يكديگر مجتمع مىسازد .
هر مسلمانى از هر طبقهاى باشد ، لازم است بتواند قرآن را به عربى قرائت كند ؛ و از اينجا مىتوان گفت كه زبان عربى در تمام دنيا شايع است و ترقّى حيرتانگيز اسلام و انتشار قرآن ، گروههاى مخالف را به حيرت انداخته است . « 1 »
يادآورى
بى مناسبت نيست برخى از كلمات « موسيو شارل ميبر » « 2 » در فلسفهى احكام اسلام را به عرض برسانم :
هامش
( 1 ) . تمدّن اسلام و عرب ، ص 146 .
( 2 ) . تمدن اسلام ، ص 179 .