دانشمند مذكور مطالبى در فلسفهى نماز از نقطه نظر مادّى بيان كرده ، كه ما از نقل آن صرف نظر مىكنيم .
زيرا كه امر نماز بالاتر از آن است كه از روى موازين مادّى و مقياس دنيوى آن را سنجش نماييم ، بلكه نماز نردبانى است كه پلّه به پلّه ما را از مادّيات به سر چشمهى حيات معنوى و ماوراء طبيعيات مىكشاند ، و دريچهاى از عالم ملكوت به قلب ناسوتى نمازگزار باز مىنمايد .
ترجمهى نماز و اذكار آن
« بسم اللَّه الرحمن الرحيم
» شروع مىكنيم به نام خداوندى كه رحمت واسعهى او همهى موجودات را فرا گرفته و رحمت خاصّهى او مخصوص مؤمنين و گروندگان به او است .
« الحمد للَّه ربّ العالمين
» ستايش و سپاس آفريدگارى را سزا است كه همهى موجودات عالم را از عدم به وجود آورده ، و پرورش دهندهى همهى موجودات ملكوتى و مُلكى از اتم تا ستاره است .
چنانچه سعدى مىگويد :
فضل خداى را كه تواند شمار كرد * يا كيست آن كه شكر يكى از هزار كرد
بحر آفريد و برّ و درختان و آدمى * خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار كرد
الوان نعمتى كه نشايد سپاس گفت * اسباب راحتى كه ندانى شمار كرد