تمام اعمال حبط و نابود مىشوند ، چرا كه اعمال در سايهء اعتقاد صحيح ، ارزش مىيابند .
« . . . وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
« 1 »
آيهاى كه در ابتداى بحث گذشت بر همين نكته دلالت داشت .
« وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ »
« 2 »
اگر توجه كنيم كه خطاب آيه به پيامبران و پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله است ، اهميت گناه شرك بيشتر بر ما معلوم مىشود .
مراتب شرك
نور و ظلمت داراى مراتب وسيعى است ، نور يك شمع تا لامپهاى هزاران شمعى و تا نور خورشيد ، و . . . همه نورند . در مقابل ، ظلمت هم به همان اندازه مراتب مختلف دارد . بنابراين هر مقدار از نور ، چيزى از ظلمت را با خود همراه دارد و تنها ظلمت مطلق و نور مطلق ، خالص محض مىباشند .
ايمان و شرك همانند نور و ظلمت داراى مراتب وسيعى مىباشند ، اعتقاد پيرزنى كه از راه حركت چرخ نخ ريسى پى به معبود برده است تا اعتقاد معصومى كه دانش او به كائنات راه يافته و آثار حقّ را بعينه در معراج رؤيت نموده است ، همه ايمانند ، و اختلاف آنها تنها در درجات گستردهء آنهاست .
تاريكى و ظلمت شرك نيز چون ايمان مراتب مختلفى مىتواند داشته باشد . بر اين اساس شرك از معاصى اعتقادى تشكيكپذير است و از يك اعتقاد فاسد و
هامش
( 1 ) - ( انعام - 88 ) اگر آنان مشرك شوند اعمال نيكشان نابود مىشود .
( 2 ) - ( زمر - 65 ) به تو و همهء انبياء گذشته وحى شده كه اگر مشرك شوى تمام اعمالت تباه و از زيانكاران خواهى بود .