حتماً مشرك شود ، و اين اجبار به حد اضطرار رسيد ، مىتواند بگويد من مشركم ولى اعتقادى به اين حرف نداشته باشد و ايمانش را قلباً حفظ نموده باشد .
كمااينكه روزى « عمار ياسر » هراسان به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد :
مشركان مرا مجبور ساختهاند و چيزهائى گفتهام ( تا به سرنوشت پدر و مادرم دچار نشوم ) . وى از عقوبت آنچه كه بر زبان آورده بود و بدان اعتقاد نداشت سخت مضطرب شده بود . حضرت به او فرمود : هر وقت تو را مجبور كردند همان را بگو .
پس آنچه حرام و ممنوع است تغيير اعتقاد است و اينكه در هيچ شرايطى نبايد معتقد به چيزى غيرعقلانى مانند شرك شد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ابن مسعود مىفرمايد :
« يا بن مسعود : ايَّاكَ انْ تُشْرِكَ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ انْ نَشَرْتَ بِالْمِنشارِ ، اوْ قَطَعْتَ ، اوْ صَلَبْتَ ، اوْ احْرَقْتَ بِالنَّارِ » « 1 »
حضرت امير عليه السلام در تقسيم بندى گناهان ، شرك را ذنب لا يغفر مىداند .
« فَامَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُغْفَرُ ، فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ ، قالَ اللَّهُ تَعالى : انَّ اللَّهَ لايَغْفِرُ انْ يُشْرَكَ بِهِ » « 2 »
تحريم بهشت بر مشرك در قرآن نيز وارده شده است .
« . . . إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ . . . »
« 3 »
علت چنين حكمى اين است كه به محض آمدن شرك در دايرهء اعتقادى انسان ،
هامش
( 1 ) - اى ابن مسعود ، بپرهيز از اينكه يك چشم به هم زدن مشرك شوى ، حتى اگر اره شوى يا بريده گردى يا به دار آويخته شوى و يا سوزانده شوى . ( بحار الانوار - جلد 77 - صفحه 107 ) .
( 2 ) - و اما گناه نابخشودنى ، شرك به خداست . كه خدامىفرمايد : همانا خداوند مشرك به خودش را نمىآمرزد ، ( نهج البلاغه - خطبهء 175 به ترتيب فيض و خطبهء 176 به ترتيب صبحى ) . امام عليه السلام به آيه 48 و 116 از سوره نساء استناد فرمودهاند .
( 3 ) - ( مائده - 72 ) همانا كسى كه به خداشرك ورزد ، بهشت بر او حرام و جايگاه او آتش است .