نسبى است و شر محض وجود ندارد تا خالق داشته باشد . و نيز اعتقاد يهود و نصارى به اينكه عزير و مسيح فرزندان خدا هستند باطل است ، چون وجود فرزند مستلزم وجود پدر مىباشد در حالى كه خدا از پدرى زاده نشده است .
« وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ، ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ »
« 1 »
و همچنين اعتقاد مسيحيان به تثليث بىاساس است ، چون حلول خداوند در آنچه خود خلق كرده است محال مىباشد .
« لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ . . . »
« 2 »
2 - توحيد در صفات
صفات خداوند عين ذات او هستند و بيرون از ذات نيستند ، علم و قدرت انسان دو چيزند و صفاتى عارض بر انسانند . اما علم خدا عين ذات خداست ، قدرت خدا عين ذات خداست و از سوى ديگر علم و قدرت و همهء صفات ديگر يكى هستند .
هيچ تعددى وجود ندارد چرا كه اگر صفات خارج از ذات خدا باشند مىبايست خدا به داشتن اوصاف محتاج باشد و احتياج وصف ممكنات است نه واجب الوجود بالذّات .
صفات ساير مخلوقات چون علم و توان و . . . مترشح از صفات ذات حقّ است و خلايق خود چيزى ندارند .
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ »
« 3 »
هامش
( 1 ) - ( توبه - 30 ) يهود مىگويند : عُزير پسر خداست و نصارى مىگويند : مسيح پسر خداست ، اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند و همانند گفتار كفار گذشته است . خدا آنها را بكشد ، چگونه از حقّ منحرف مىشوند .
( 2 ) - ( مائده - 73 ) آنها كه گفتند : خداوند يكى از سه خداست ، نيز كافر شدند .
( 3 ) - ( فاطر - 15 ) اى مردم شما همه به خدا نيازمند هستيد و تنها او بىنياز و شايستهء حمد و ستايش است .