دو نكته
نكته اول :
حضرت امير عليه السلام به علماء و مراجع مردم دستور داده است كه مردم را از رحمت الهى مأيوس نسازند ، تنها از جهنم نگويند ، تنها اوصاف ، قهّاريّت ، جبّاريّت و . . . را از خداى متعال بيان ننمايند . مبلّغ دين بايد هم بشير باشد و هم منذر ، هم مژده دهد و هم بيم .
قال على عليه السلام :
« الْفَقيهُ كُلُّ الْفَقيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ » « 1 »
البته اين دستور خاص شرايط عادى است . و لذا در اجتماعى كه اميد انسانها بسيار گشته و خوف از خداوند كم شده است ، براى حصول حالت بين خوف و رجاء بايستى بيم داده شوند ، و همينطور كسى كه بيش از حد طبيعى از خداى خود هراس دارد ، بايستى اميدوارى بشنود .
نكته دوم :
آنچه كه در ارتباط با يأس بيان كرديم ، يأس از خداى متعال براى رسيدن به حوائج دنيوى و اخروى بود ، چنين يأسى مذموم بوده و همانطوركه گذشت از گناهان كبيره است . ولى يأس از مردم و عدم توجه به آنچه كه خلايق در اختيار دارند نه تنها مذموم نيست بلكه قابل ستايش بوده و از اوصاف حميده شمرده مىشود .
قال الباقر عليه السلام :
« الْيَأسُ مِمَّا فى ايْدى النَّاسِ عِزٌّ لِلْمُؤْمِنِ فى دينِهِ » « 2 »
هامش
( 1 ) - فقيه كامل كسى است كه مردم را از رحمت الهى نوميد نكند و از لطف او مأيوس نسازد و از مجازاتهاى غافلگيرانهء او ايمن ننمايد . ( نهج البلاغه - حكمت 87 به ترتيب فيض و 90 به ترتيب صبحى ) .
( 2 ) - مأيوس بودن از آنچه در دست مردم است ، عزت مؤمن در دين وى مىباشد . ( وسايل الشيعه - جلد 6 - صفحه 314 ) .