صانِعٌ يا ابْنَ عِمرانَ » « 1 »
اقبال و ادبار دنيا
يكى از نكات مهمى كه اغنياء بدان بايد توجه بيشترى مبذول نمايند ، گردش چرخ دنياست به شيوهاى كه گاه فقير را غنى مىسازد و غنى را فقير .
آنچه بر برمكيان و جعفر برمكى ، وزير هارون الرشيد گذشت ، از عبرتهاى مهم تاريخ براى تمام بشريت است .
« محمد بن غسان » گويد : در روز عيد قربان وارد منزل شدم ، ديدم پيرزنى با لباسهاى مندرس نزد مادرم نشسته است ، پرسيدم : اين كيست ؟ گفت : « عتابه » مادر جعفر برمكى است . بعد از سلام از او پرسيدم : از عجائب روزگار چه ديدهاى ؟
گفت : سال گذشته در عيد قربان چهارصد كنيز و غلام داشتم ، پسرم جعفر چهارصد گوسفند فرستاد تا در راه خدا ذبح كنم ، روز بعد از وى گله كردم كه در مقدار قربانى قصور كرده است . امّا امروزه براى دو پوست گوسفند كه يكى را زيراندازم و يكى رو ، معطل هستم . محمد مىگويد : مقدارى به وى كمك كردم ، در پوست خود نمىگنجيد .
يكى از نويسندگان هارون الرشيد آورده است : روزى دفتر پرداختهاى هارون را مطالعه مىكردم ، ديدم مبلغ پنجاه هزار درهم فقط جهت عطريات جعفر برمكى نوشته بودند . در چند صفحهء بعد مشاهده كردم ، بهاى هيزم و بوريا براى سوزاندن نعش جعفر چهار و يك دوازدهم درهم نوشته شده بود .
هامش
( 1 ) - اى موسى ، سائل را با بذلى اندك و يا ردّ كردنى نيكو اكرام نما ، همانا بر تو وارد مىشود كسى كه نه انسان است و نه جن ، بلكه فرشتهاى از فرشتگان خداى رحمان مىباشد . تو را به آنچه عطا كردهايم مىآزمايد و سؤال مىكند ، پس ببين با وى چگونه رفتار ميكنى اى فرزند عمران . ( فروع كافى - جلد 4 - صفحه 15 ) .