و . . . عامل ترقى و تكامل انسان است .
از طرفى حرص به جمع دنيا ، حبّ جاه و ساير خواستههاى دنيوى ، عامل سقوط انسان و يا حداقل ركود او مىباشد .
بلاها ، ابزارى براى امتحان بشر هستند . انسان حريص به حقيقت ، برآنها صبر مىكند و انسان حريص به دنيا بلاها را نقمت و بدبختى مىشمارد .
بر همين اساس است كه صالحان براى اثبات صلاحيتشان و تعيين درجه آن بيش از همه مصيبت وبلا مىچشند ، ولى كفار و مشركان عالم چون شرايط امتحان را ندارند و يا ردشدگان امتحانهاى گذشته مىباشند ، از بلاى كمترى برخوردار هستند .
« انوار النعمانيه » آورده است :
دو فرشته به امر خداوند متعال به زمين آمدند ، حين برگشت ، يكى به ديگرى گفت : براى چه به زمين رفتى ؟ پاسخ داد : پادشاهى مشرك و بت پرست مريض شده بود ، اطباء گوشت فلان ماهى را تجويز كرده بودند ، من مأمور بودم اين نوع ماهى را از درياهاى دور برانم و در معرض صيد درباريان قرار دهم تا آنها صيد كنند و پادشاه شفا يابد ، سپس گفت : تو براى چه رفته بودى ؟ ملك اول جواب داد : مرد صالحى امروز روزه گرفته و ديگى بار گذاشته بود تا آش براى افطارش بپزد ، من مأمور بودم ديگ را سرنگون سازم تا بىافطار بماند .
به خدمت حضرت حقّ جلّ و على رسيدند و از مأموريت خود متعجب بودند ، و حكمت آن را جويا شدند ، به آنان خبر رسيد كه : حاكم عدالتى داشت اين نعمت را جزاى عدالتش قرار دادم تا او در قيامت با عملى بدور از حسنه حاضر گردد و عابد را گناهى بود ، آن مصيبت كفارهء گناهش گرديد تا در قيامت بىگناه باشد .
اما چهبسا آدمى اين را درك ننمايد و هنگام رسيدن بلائى بىصبرى نشان دهد و جزع و فزع نمايد و حزين و اندوهناك باشد .
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٤٠