تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
فَلْيَدْنُ مِنْهُ فَلْيَمَسَّهُ ، فَانَّ الرَّحِمَ اذا مُسَّتْ سَكَنَتْ » « 1 »

غضب للَّهِ تعالى

تمامى لغزشها و معصيتها در واقع حالت افراط و تفريط اين قواى نفسانى هستند ، مثلًا سه حالت افراط و تفريط و اعتدال قوهء غضبيه را مىتوان چنين تشريح كرد : خشم و غضب بىجا و بيش از حد نياز ، افراط محسوب مىشود . واكنش سست در برابر كسى كه اقدام به هتك حقوق او و ساير همنوعانش مىنمايد ، تفريط شمرده مىشود . واكنش به‌جا و به‌موقع و متناسب در برابر آنچه پيش مىآيد ، اعتدال در اين قوهء نفسانى است . پس خشم و غضب براى خداوند چون آدمى را در رسيدن به هدف اساسى او كه تقرب به خداوند است يارى مىدهد ، نه تنها مذموم نيست بلكه بسيار پسنديده است ، و البته كسى كه بغض فىاللَّه را ندارد ، مرده‌اى بين احياء بيش نيست . بنابراين خشم و غضب انسان در برابر ظلم در جامعه ، فسق و فجور ، اشاعه معاصى و لغزش‌هاى فردى و اجتماعى ، جزئى از دين او محسوب مىشود و لذا حركت انبياء و اوصياء عليهم الاف التّحيّة والثّناء ، براى برقرارى عدالت و در مقابل ظالمين ، در همين راستاست . حضرت امير عليه السلام در مورد خشم و عصبانيت پيامبر
هامش
( 1 ) - كسى كه غضب مىكند تا داخل آتش نشود راضى نمىشود . ( غضب او را وادار مىكند دست به اعمالى بزند و گناهانى از او صادر شود كه مستوجب آتش باشد ) لذا هركس بر كسى خشم گرفت و ايستاده بود ، بايد فوراً بنشيند تا پليدى شيطان از او دور گردد . و هركس بر يكى از خويشانش غضب كرد ، بايد نزديك او رود و تن او را لمس كند ( مثلًا مصافحه كند ) چرا كه لمس بدن خويشان موجب سكون و آرامش است . ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 302 ) .