غم و اندوه
« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ،
إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً »
« 1 »
كتابهاى مختلف لغت ، دو معنا براى مادّهء « هلع » بيان نمودهاند ، بنابر يك بيان هلع به معناى حريص بودن است ، و در اين آيه به فطرى بودن حرص در انسان اشاره شده است .
همچنين اين واژه به معناى بىصبر بودن نيز آمده است و البته همين مفهوم در آيه مناسبتر به نظر مىرسد ، ناگفته نماند كه اين دو مفهوم هر دو به يك ريشه بر مىگردند ، چرا كه بىصبرى ، مَنشاء حرص است و حرص آدمى در هر جنبهاى از كم طاقتى او ناشى مىشود .
به هر حال بىصبرى و حرص جز ذاتيات آدمى و جبلّى اوست ، اين نهاد در وجود انسان مىتواند منشاء كمال و يا موجب سقوط او شود .
حرص آدمى به علم و دانش ، بىصبرى نسبت به كشف حقائق و وصول به حقيقت ، كم طاقتى نسبت به يافتن شيوهء تقرب ، حرص در اجراى فرامين خداوند
هامش
( 1 ) - ( معارج - 19 تا 21 ) آدمى حريص و بىطاقت آفريده شده ، هنگامى كه بدى به وى مىرسد بيتابى مىكند و چون خيرى او را فرا گيرد مانع ديگران مىشود و از ديگران دريغ ميدارد .