علاوه بر آنچه گفتيم ، ارادهء قوى انسانى مىتواند سرنوشت را تغيير دهد و شقاوت خود را تبديل به سعادت نمايد . شقاوت و سعادت چون ميزان عمر انسان و بسيارى چيزهاى ديگر ، مشروط به انجام يا ترك امورى از سوى آدمى است و انسانى كه در طول حيات ، در مسير صحيح قدم برداشته و اعمال نيك انجام دهد ، خداى متعال شقاوت او را تبديل به سعادت مىكند و البته رحمت وسيعهء او مانع است از اينكه سعادتى را به شقاوت مبدّل سازد .
قال الصادق عليه السلام :
« انَّ اللَّهَ يَنْقُلُ الْعَبْدَ مِن الشَّقاءِ الَى السَّعادَةِ وَلا يَنْقُلُهُ مِنَ السَّعادَةِ الَى الشَّقاءِ » « 1 »
كما اينكه قدرت و توان دعا و طلب رحمت از خداوند به حدى است كه مىتواند مقدرات را تغيير دهد .
قال الكاظم عليه السلام :
« انَّ الدُّعاءَ يَرُدُّ ما قَدْ قُدِّرَ وَما لَمْ يُقَدَّرْ » « 2 »
عوامل شقاوت
گفتيم اختيار سعادت و شقاوت از انسان سلب نشده است و او با ارادهء خويش يكى از اين دو مسير را انتخاب مىنمايد و هيچ چيزى چون وراثت و ژنتيك يا محيط خانواده و اجتماع و نيز تربيت ، نمىتوانند در مقابل ارادهء قوى او سدى ايجاد كند .
پس بهر حال عامل اصلى شقاوت و سعادت انسان ، راهى است كه او خود با
هامش
( 1 ) - خداوند بنده را از شقاوت بهسوى سعادت انتقال مىدهد ولى از سعادت بهسوى شقاوت نمىآورد . ( بحارالانوار - جلد 5 - صفحه 158 ) .
( 2 ) - دعا مقدر شدهها و مقدرنشدهها را برميگرداند . ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 469 ) .