يَأْتَمَنَهُ » « 1 »
والبته چون اصل در نگهدارى امانت حفظ و سپس ردّ آنست و نه خيانت ، بنابراين آنكه در امانت خيانت كند ، در واقع امانتدار خائن ناميده نمىشود ، بلكه او خائنى بوده كه امانت به وى سپرده شده است .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« لَمْ يَخُنْكَ الْامينُ وَلكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ » « 2 »
گويند :
شخصى چند روزى ظاهرى آراست و به بهانه كسب دانش در مدرسهء علميه ثبت نام نمود . مدّتى با سختى و مرارت ظاهر خود را حفظ كرد ، محاسن گذاشت و به قيام و قعود پرداخت . بعد از آن مدت كوتاه شقاوت خويش آشكار نمود و شبانه اموال طلبهها را بسرقت برد و گريخت ، خبر او را به عالِمى رساندند و گفتند :
طلبهاى دزدى كرده است . وى فرمود : بلكه دزدى طلبه شده است .
خائن
امانت دارى از اصول مسلم اخلاق اسلامى است و لذا آنكه در امانتى خيانت كند از حدود دين پا فراتر نهاده است و متعدّى به حدود الهى بىايمان محسوب مىشود .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« لا ايمانَ لِمَنْ لا امانَةَ لَهُ » « 3 »
هامش
( 1 ) - كسى كه به شخص غير قابل اعتمادى ، امانت بسپارد ، عهدهاى بر خداوند براى او نيست ، چراكه خداى از اينكه به وى اعتماد كند نهى كرده است . ( بحار الانوار - جلد 103 - صفحه 179 ) .
( 2 ) - امين به تو خيانت نمىكند ، تو به خائنى امانت سپرده و اطمينان كردهاى . ( بحار الانوار - جلد 78 - صفحه 320 ) .
( 3 ) - آنكه امانت دار نيست ، ايمان ندارد . ( بحار الانوار - جلد 72 - صفحهء 198 ) .