كردند و تنها انسان پذيرفت كه قابليت تكامل و ترقى و يا سقوط و انحطاط در پرتو عقل و تكليف داشته باشد .
ردّ اين امانت به اين است كه انسان براى تقرب به خداى خويش راهى بجويد و در آن مسير ثابت قدم بماند و لذا آنكه مسير ضلالت و سير نزولى را بپيمايد ، و نيز وصاياى حجت درون و بيرون را نپذيرد ، به امانت خدا خيانت نموده است .
تفسير نور الثقلين آورده است :
« انَّ عَليّا اذا حضَرَ وَقتَ الصَّلاةِ يَتَمَلْمَلُ و يَتَزَلْزَلُ وَ يَتَلَوَّنُ ، فَيُقالُ مالَكَ يا اميرَالمؤمنينَ ؟ فَيَقُولُ : جاءَ وَقْتُ الصَّلاةِ ، وَقْتُ امانَةٍ عَرَضَهُ اللَّهُ عَلَى السَّمواتِ وَالْأَرضِ وَاشْفَقْنَ مِنْها » « 1 »
رسول مكرم اسلام ، جانشينان او و دختر انورش عليهم افضل التَّحِيَّةِ والثّناء و نيز مصاحف الهى و مصحف قائم تا قيامت ، و همچنين علماء و بزرگان دين كه پيروان اوصياء و عاملان به كتابند و نوادگان شايسته پيامبر خدا ، و نيز هر معروفى كه خداى بدان امر نموده است و هر نعمتى كه به بشر ارزانى داشته است ، امانتهاى الهى نزد ما شمرده مى شوند .
« انّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتابَ اللَّهِ وَعِتْرَتى اهْلَ بَيْتى » « 2 »
علاوه اينكه اسرار و عيوب مؤمنان نيز امانت و افشا سر آنها خيانت در امانت مىباشد .
هامش
( 1 ) - همانا حضرتامير عليه السلام وقتى زمان نماز فرا مىرسيد ، به خود مىپيچيد و مىلرزيد و رنگ مىباخت ، به وى مىگفتند : چه شده است ترا اى اميرمؤمنان ؟ ميفرمود : وقت نماز فرا رسيده . وقت امانتى كه بر آسمانها و زمين عرضه شد و آنها از پذيرشش هراسيدند . ( تفسير نور الثقلين - جلد 4 - صفحهء 313 ) .
( 2 ) - من دو چيز سنگين بين شما باقى گذاشتم ، كتاب خدا و خاندانم . ( بحار الانوار - جلد 36 - صفحه 331 ) .