خود جلب و جذب مىكند و ضررها را از خود دفع مىنمايد . معيار منفعت و ضرر نيز همان چيزى است كه بتواند او را در رسيدن به هدفش يارى نمايد يا دور سازد .
7 - استعداد ذاتى انسانها بىترديد در شكلگيرى شخصيت آتى او نقش مهمى ايفاء مىكند . اين استعدادها در همهء افراد بشر به يك گونه نيستند ، خواجه نصير در اخلاق ناصرى ظرفيتهاى اوّليه را به پنج دسته تقسيم مىكند ، بنابراين تقسيم ، دستهاى از انسانها خيرند و خير آنان مسرى است . دستهاى ديگر خير فىنفسه مىباشند . عدهاى نيز خير و شرّ آنان مساوى بوده ، چهارمين گروه شر ولى آفات آنان مسرى نمىباشد و دستهء پنجم شرّ مسرى هستند .
البته ظرف آدمى بعد از تولّد نسبت به پذيرش خير و شر على السّويه است ولى اين ظرف ( ظرف پذيرش ) ، با توجّه به استعداد ذاتى آن همسان نيست و طبعاً دستهء پنجم براى رسيدن به سعادت راهى بس دشوار در پيش دارند ، راهى كه با مشقّت كمترى براى دستهء اوّل امكانپذير است .
8 - ميل و رغبت انسان به شقاوت بيش از سعادت اوست ، و اين به جهت وجود قواى شهوت و غضب ، نفس وسوسهگر درون ، ابليس و جلوههاى بيرون ، موافقت شرور با لذّات جسمانى و آنى و بدون تأخير و . . . مىباشد .
قال على عليه السلام :
« الشَّرُّ كامِنٌ فى طَبيعَةِ كُلِّ احَدٍ فَانْ غَلَبَهُ صاحِبُهُ بَطَنَ وَ انْ لَمْ يَغْلِبْهُ ظَهَرَ » . « 1 »
و نيز فرمودهاست :
« اكْرِهْ نَفْسَكَ عَلَى الْفَضائِلَ فَانَّ الرَّذائِلَ انْتَ مَطْبُوعٌ عَلَيْها » . « 2 »
با توجّه به اصولى كه مطرح شد و نيز پس از بيان خصوصيات انسان ، حركت انسان به
هامش
( 1 ) - بدى در نهاد هر انسانى قرار داده شده است ، اگر آدمى بر آن چيره شد ، پنهان ماند و گرنه آشكار شود . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - نفس خود را به نيكيها وادار نما ، كه بديها بالطّبع در نهاد تو گذاشته شده است . ( غررالحكم ) .