اوست ؛ و البته بالاترين مرتبهء آن ، نهايت قوس صعودى و اعلى علييّن مىباشد و از آن به كمال مطلوب تعبير مىكنيم .
3 - روان آدمى از سه قوهء شهويه ، غضبيه و عقليه تشكيل يافته است . قوّهء شهويه تمام خواستهها و اميال انسانى را عهدهدار است و اوّلين علامت بروز آن ، از لحظهء تولّد و با ميل به غذا « شير » آغاز مىگردد و با همان ، اعلام موجوديت مىكند .
قوّه غضبيه مسئوليت دفاع از انسان را در برابر خطرات احتمالى بر عهده دارد ، و براى اوّلين بار در زمان شيرخوارگى و با حركت دست و پا براى دفع پشهاى و يا هر عامل تعدى كننده ديگرى بروز مىنمايد .
قوّهء عقليه عهدهدار تحليل ادراكات حاصله از ساير ابزارهاى جسمى و روحى بوده و كنترل قواى مختلف و حفظ تعادل آنها را براى ادامهء سير طبيعى به سوى كمال مطلوب بر عهده دارد .
4 - انسان موجودى نسبتاً مختار آفريده شدهاست . وى اعمال و رفتار خود را بر اساس همين اصل ، انجام داده و در تزاحم اميال و گرايشها ، توان برگزيدن راه و مسيرى دلخواه از روى علم و آگاهى را داراست . گستردگى اين خصلت ، آدمى را از ساير موجودات ديگر كه به نوعى هرچند اختيارى ، مجبول و مجبورند و نيز موجوداتى كه اختيارات محدود آنها غريزهاى و نه از روى آگاهى است ، متمايز مىسازد .
5 - نيازهاى آدمى به شكلى است كه امكان زندگى فردى براى او وجود ندارد ، انسان اجتماعى خلق شده و لذا يكى از مؤثرات در وجود او همان اجتماع مىباشد .
6 - يكى از ذاتيات انسان خوددوستى است ، اين امر ذاتى يعنى « حبّ ذات » به صورت دو عشق ديگر بارز مىشود و آن دو « حبّ بقا » و « حبّ كمال » مىباشند ، او چون خود را دوست دارد مىخواهد بماند و بالاتر اينكه مىخواهد به بهترين شكل ممكن بماند .
ناگفته نماند كه حضرت آدم عليه السلام بخاطر همين ويژگى ، مورد اغواى ابليس قرار گرفت و به درختى كه گمان مىكرد آب حيات است و او را خالد و جاودان مىسازد ، پناه برد .
خود دوستى ، آدمى را به حركت براى بقاء و كمال خويشتن وا مىدارد و لذا منافع را براى
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: على غضنفرى
ص٢١