سوى كمال مطلوب و نهائى خود حتمى به نظر مىرسد ، امّا اين هدف غايى براى آدمى ، كجاست ؟
دين اسلام به عنوان تمامترين و كاملترين اديان آسمانى ، كمال نهايى را در « قرب الهى » معرّفى كردهاست ، هر چند خداى متعال از رگ گردن به آدمى نزديكتر است .
« . . . وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . »
« 1 »
،
ولى اين نوع از تقرّب تكوينى بوده و در اختيار آدمى نيست و طبعاً مشمول ثواب و عقاب نيز نمىباشد .
بديهى است نزديكى خداوند به انسان به حدّى است كه حضرت جلّ جلاله ، از شدّت ظهور در خفاست ، همچون خورشيد كه هر چه به چشم نزديكتر گردد ، ديده را خيره ساخته و آن را از رؤيت خود محروم مىسازد . البته اين گوى فروزان مخلوق اوست و اين مثال جز جهت تقريب ذهن بيان نشده است .
تقرّبى كه ما از آن سخن به ميان آورديم آن است كه انسان در سايهء اراده و اختيار خود از نفس سويه ، بدان حدّ از تقرب راه يافته باشد كه به مراحل بالا و بالاتر و آخرين مرتبهء قوس صعودى منتهى گردد .
اين مهم زمانى براى انسان محقق مىشود كه وى ضمن اعتقاد راسخ به مبدأ غنى و رجوع خلايق فقير به او ، اميال اصيل را از ميان گرايشهاى ديگر باز شناسد ، مؤثرات درونى و بيرونى را مورد غفلت قرار ندهد ، قواى روح خود را معتدل سازد و و روانش را به ملكات حسنه قوّت بخشد . جسمش را در كنترل خود گرفته تا حدى كه خصوصيّت جسمانى را از او بازستانده ، الم و لذّت مادّى را از او گرفته ، و حتّى بعد از جدا شدن از آن ، خاك را در وى بىتأثير نمايد .
بىترديد چنين تقرّبى تنها در سايهء عمل امكانپذير است ، همان كه دهها بار در قرآن كريم
هامش
( 1 ) - ( سورهء ق - آيهء 16 ) .