مقدّمه
اخلاق بر پايه اصول جهانبينى تعريف مىشود و نظريات اخلاقى بستگى به تصويرى دارند كه ايدئولوژى ارائه مىدهد .
براى تبيين نظريه اسلام در خصوص « اخلاق » و ميزان اهميّت آن ، توجّه به سه اصل ذيل به عنوان اصول جهانبينى اسلام ، ضرورى است .
الف - اعتقاد به مبدأ هستىبخش ، خداوندى كه ملكيّت جهان به دست قدرت اوست .
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
« 1 » ، به طورى كه هيچ عملى بدون اذن او از مخلوقاتش صادر نمىشود و هيچ برگى بىاذن حضرتش از درختى بر زمين نمىافتد .
« . . . وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . »
« 2 »
ب - اعتقاد به اينكه هيچ چيزى در عالم به غير از خداى متعال استقلالى ندارد ، واجب الوجود ، او و تنها اوست و غير او همه ممكناتى هستند كه وجود آنها به او بستگى داشته و همه را خداوند براى تكميل نظام طبيعت و نقش آنها در هدايت اشرف آنان يعنى انسان آفريده است . بنابراين جماد ، نبات ، حيوان ، ملك ، جن و انس موجوداتى وابسته بوده و غَناى محض
هامش
( 1 ) - ( توبه - آيهء 116 ) .
( 2 ) - ( انعام - آيهء 59 ) .