تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
رجاء نيز بايستى عملا تحقق يابد و اميدوار كسى را گويند كه در مصائب صبر پيشه كند قال على عليه السلام : « مَنْ رَجا شيئاً طَلَبَهُ ، وَمَنْ خافَ شَيْئاً هَرِبَ مِنْهُ ، ما ادْرى ما خَوْفُ رَجُلٍ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ فَلَمْ يَدَعْها لِما خافَ مِنْهُ ، وَما ادْرى ما رَجاءُ رَجُلٍ نَزَلَ بِهِ الْبَلاءُ فَلَمْ يَصْبِرْ عَلَيْهِ لِما يَرْجُوا » « 1 » يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام به آن حضرت عرضه داشت ، برخى گناه مىكنند و مىگويند : ما به رحمت خدا اميدواريم ، و همواره چنينند تا مرگشان فرا مىرسد ، امام فرمودند : « هؤُلاءِ قَوْمٌ يَتَرَجَّحونَ فيالْامانِىِّ ، كَذَّبُوا ، لَيْسُوا بِراجينَ ، انَّ مَنْ رَجا شيئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خافَ مِنْ شَىءٍ هَرَبَ مِنْهُ » « 2 » به اين داستان كه ابوحمزه ثمالى از امام زين العابدين عليه السلام نقل فرموده توجه كنيد : مردى با عيال خويش مسافرت دريائى داشت ، كشتى آنها در دريا متلاشى شد و تنها زن همان مرد بر پاره چوبى زنده مانده بود ، تخته چوب او را به ساحل رساند . مردى راهزن كه همهء قبائح را بر خود هموار كرده و حرمت الهى را شكسته بود ، او را ديد و پرسيد : جن هستى يا انسان ؟ زن گفت : انسانم ، مرد بدون اينكه سخن بگويد ، مشغول كار خود شده و نشست به‌صورتىكه مرد با عيال خويش مىنشيند . زن لرزان شد ، راهزن پرسيد : چرا مىلرزى ؟ زن به بالا اشاره كرد و گفت : از او مىترسم ،
هامش
( 1 ) - آنكه به چيزى اميدوار باشد ، آن را طلب مىكند و هركس از چيزى بترسد ، از آن فرار مىنمايد . نميدانم چه خوفى است از كسى كه معصيتى به او روى آورد و او از آن بترسد ولى با اينحال تركش نكند ، و چه رجائى است از كسى كه بلائى به او نازل مىشود و با اينكه اميدوار است بر آن صبر نكند ! . ( بحارالانوار - جلد 78 - صفحه 51 ) . ( 2 ) - اينان مردمى هستند كه در آرزوهاى خود غوطه‌ورند ، دروغ مىگويند . اينان اميدوار نيستند ، هركس به چيزى اميداوار باشد ، آن را طلب مىكند و هركس از چيزى بترسد از آن فرار مىكند . ( اصول كافى - جلد 2 - صفحه 68 ) .