برخى روزه دارند . پيامبر فرمود : اينان گنهكارانند ؛ اينان گنهكارانند . اولئك العصاة ، اولئك العصاة . « 1 »
2 - جابر مىگويد : پيامبر در سفرى بود كه مردم بر كسى جمع شده بودند . پيامبر فرمود : او را چه شده ؟ گفتند : روزهدار است . فرمود : روزه در سفر نيك نيست . ليس من البر الصيام فى السفر . « 2 »
3 - عبد الرحمن بن عوف ، ظاهرا از رسول خدا نقل كرده كه الصيام فى السفر كالافطار فى الحضر ( الصائم فى السفر كالمفطر فى الحضر ) . « 3 »
« روزه در سفر ، چون افطار در وطن است ؛ روزهدار در سفر ، چون افطاركننده در وطن است . »
ابن حزم مىگويد : « سند اين حديث از طريق ابى معاوية در غايت صحت است . » « 4 »
4 - محمد بن على ( باقر ) نيز به نقل از پدرش ، از روزهى در سفر نهى مىكرد . « 5 »
دربارهى روايت اول كه در آن ، پيامبر روزهدار را گنهكار مىدانست ، از برخى نقل شده كه گنهكار بودن روزهداران ، به خاطر نافرمانى از افطار پيامبر بوده است و نه به خاطر مخالفت با حكم شرعى . اين ديدگاه در نهايت ضعف است . چون پيامبر تمام كارها و سخنانش بر اساس حكم الهى است و پيروى از آنها براى مردم واجب است . بىشك ، با اين توجيهات نمىتوان وجوب پيروى از پيامبر را كه آيات شريفه قرآن بر آن دلالت دارد ، مورد خدشه قرار داد .
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 142 ؛ ر . ك : سنن نسايى ، ج 4 ، ص 177 ؛ سنن الكبرى بيهقى ، ج 4 ، ص 241 .
( 2 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 238 .
( 3 ) - سنن الكبرى نسايى ، ج 2 ، ص 106 ؛ المحلى ، ج 6 ، ص 257 .
( 4 ) - المحلى ، ج 6 ، ص 257 .
( 5 ) - المحلى ، ج 6 ، ص 256 .