دلايل اهل سنت بر جواز افطار ( رخصت )
فقهاى اهل سنت براى مستدل كردن جواز افطار ، به روايات متعددى از پيامبر تمسك كردهاند كه عبارت است از :
1 - عن عايشة عن حمزة بن عمرو قال للنبى : أأصوم فى السفر ؟ قال : ان شئت فصم و ان شئت فافطر . « 1 »
« حمزة بن عمرو مىگويد از پيامبر پرسيدم : آيا در سفر روزه بگيرم ؟ فرمود : اگر خواستى بگير و اگر نخواستى نگير . »
2 - حمزة بن عمرو به رسول خدا گفت : من توان روزه در سفر را دارم آيا باكى بر من هست ؟ پيامبر فرمود : اين رخصتى است از سوى خدا . كسى كه رخصت را بپذيرد ، خوب است و آنكه روزه بگيرد ، باكى بر او نيست .
هى رخصة من اللّه تعالى فمن اخذ بها فحسن و من احبّ ان يصوم فلا جناح عليه . « 2 »
3 - ابو سعيد مىگويد : من صام يوما فى سبيل اللّه عزّ و جلّ بعد ( باعد ) اللّه وجهه عن النار سبعين خريفا . « 3 »
« كسى كه يك روز را در راه خدا روزه بگيرد ، خدا صورتش را هفتاد سال از آتش دور كند . »
همچنين اخبارى از اصحاب وارد شده است كه حاكى از روش پيامبر خدا در جايز دانستن و ندانستن روزه است . اين اخبار عبارت است از :
1 - ابو دردا مىگويد : « ما در گرماى شديد با پيامبر خارج شديم . روزهدارى با ما نبود مگر رسول خدا و عبد اللّه بن رواحه . » « 4 »
2 - انس مىگويد : « با پيامبر مسافرت رفتيم ؛ نه روزهدار بر بىروزه ايراد مىگرفت
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 237 .
( 2 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 145 .
( 3 ) - صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 213 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 159 .
( 4 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 238 .