نذرى و يا غير اينها بوده است .
علاوه اينكه برخى از احاديث ، حكايت از تأييد پيامبر مىكرد كه وى به روزه و افطار مسلمانان ايراد نمىگرفت ، در حالى كه تقرير بر فعل حجت است نه بر نيت ، چهبسا مسلمانان نيت روزهى نذرى كرده بودند و پيامبر به همين علت ايراد نگرفته باشد .
از اينها گذشته ، برخى احاديث اشكال عمدهاى دارند ؛ مثلا حديث آخر ، مطابق نظر ابن تيميه دروغ است . وى مىگويد : اين حديث ، طعن به عايشه است و حكايت از مخالفت رفتار او با پيامبر مىكند . « 1 »
« سيرة حلبية » نيز در رد حديث ، وجود عمرهى رمضانيهى رسول خدا را انكار نموده و مىگويد : « پيامبر سه بار در ذى القعدة و يك بار در ذى الحجة ، عمره رفته است . » « 2 »
دارالقطنى خودش و شوكانى به نقل احمد ، استناد اين حديث را به عايشه نپذيرفتهاند . « 3 »
به هرحال احتمالات مختلفى در روايات وجود دارد كه آنها را از استناد ساقط مىنمايد ؛ مضافا اينكه روايات ، بويژه چنين رواياتى كه توجيهات مختلفى را مىپذيرد هرگز توان تقابل با آيهى شريفه قرآن را ندارند .
علاوه اينكه در برابر روايات ضعيف و قابل توجيه گذشته ، رواياتى در منابع اهل سنت آمده است كه جز وجوب افطار در سفر از آنها برداشت نمىشود . توجه كنيد :
1 - پيامبر و اصحاب سال فتح « مكه » ، در ماه رمضان ، روزهدار بودند تا به « كراع الغيم » رسيدند ؛ وى ظرف آبى خواستند و در برابر مردم افطار كرد . به او گفته شد كه
هامش
( 1 ) - ر . ك : نيل الاوطار ، ج 3 ، ص 249 .
( 2 ) - ر . ك : السيرة الحلبية ، ج 3 ، ص 277 .
( 3 ) - ر . ك : ارواء الغليل البانى ، ج 3 ، ص 8 .