ابا دارند . پس حتى اگر روايت دربارهى مشقت خاصى صادر شده باشد ، اما عبارت آن از اينكه تخصيص بخورد ، دور است . به بيان ديگر ، مورد مخصص نيست ؛ و عموم لفظ ملاك است نه خصوص سبب .
علاوه اينكه عبارت « ليس من البر » دلالت بر عدم اعتبار شرعى و در نتيجه عدم جواز روزه در سفر مىكند ؟ چه اينكه اين عبارت در قرآن كريم به همين معنا به كار رفته است ، مانند :
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ . .
. « 1 » و
. . . لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها . .
. « 2 »
علاوه بر آنچه گفته شد ، اسناد اين روايات ، بويژه روايت دوم الصيام فى السفر كالافطار فى الحضر ، درست است و ابن حزم در « محلى » بر صحت آن تأكيد ورزيده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - بقرة ، 177 .
( 2 ) - بقرة ، 189 .
( 3 ) - ر . ك : المحلى ، ج 6 ، ص 257 .