تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
و نه بىروزه بر روزه‌دار . » « 1 » 3 - ابو سعيد خدرى و جابر مىگويند : « با رسول خدا در جهاد بوديم و از رمضان ده روز نگذشته بود ؛ روزه‌دار روزه مىگرفت و بىروزه افطار مىكرد و كسى بر ديگرى ايراد نمىگرفت . » « 2 » 4 - نيز ابو سعيد خدرى مىگويد : « با رسول خدا به جنگ رفته بوديم ؛ پيامبر فرمود : به دشمن نزديك شده‌ايد ؛ افطار براى شما بهتر است ؛ برخى از ما روزه‌دار و برخى بىروزه بودند . » « 3 » 5 - ابن عباس مىگويد : « پيامبر در رمضان مسافرت رفت ؛ وى روزه داشت تا به « عسفان » رسيد ، در آن‌جا مقدارى آب خواست و در برابر مردم نوشيد ؛ و تا بازگشت به مكه ، روزه نگرفت . پس رسول خدا هم در سفر روزه گرفته و هم افطار كرده است . شما نيز هركس مىخواهد روزه بگيرد و هركس مىخواهد افطار كند . » « 4 » 6 - عايشه مىگويد : « با پيامبر در عمره قضا بودم . رسول خدا روزه مىگرفت و من افطار مىكردم ، او نماز را شكسته مىخواند و من تمام مىخواندم . گفتم : تو افطار كردى و من روزه داشتم ، تو شكسته خواندى و من تمام خواندم . فرمود : احسنت . » « 5 »

ميزان دلالت

اين احاديث ، دلالت قطعى بر رخصت ندارد ؛ زيرا دلالت آنها بر روزه‌ى ماه رمضان ، مشهود نيست . در « صحيح » بخارى « حمزه بن عمرو » به كثير الصوم توصيف شده و همين مؤيد اين نكته است كه روزه‌ى وى ، روزه‌ى مستحبى و يا
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 238 . ( 2 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 142 . ( 3 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 144 . ( 4 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 238 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 141 . ( 5 ) - سنن نسايى ، ج 3 ، ص 122 ؛ سنن الكبرى بيهقى ، ج 3 ، ص 142 .